دنبال یک هویت مجهول میرویم / حالا که اسممان شده آقای هیچکس
بین زمین و آسمان اما
من همین یک اردیبهشت مانده برایم که تویی
یعنی سهم من از اینهمه سال و فصل و ماه یک اردیبهشت نمیشود ؟
هوای اردیبهشتت یخ زده
مگر من چه خواسته ام ؟
خواستم یک نفر بیاید تاب آویزان کند روی شاخه هایم
تاب بخورد
تاب بخورد
بخورد به پست مطلب جدید
خواستم یک نفر بیاید به شاخه هایم شالهای مشکی آویزان کند
که عطرشان بپیچد به تنم برای تمام فصول بهار باشد
درست وسط وسط بهار
یک باغبان خواستم
میدانم از سرم هم زیاد است اما ...
من هم یک درختم مثل بقیه درختها
فقط شته زده به سرم
میترسم بزند به ریشه های باور و اعتقادم
هر کس می آید یک تبری میکوبد
دارم از پا در می آیم
که در می آیند
بله اگر تبر بخوری قوی میشوی
استوار میشوی
سرو بودم
بید شدم ، خم شدم
بس نیست؟
تبر برای بت است
من فقط یک درختم مثل بقیه درختها
بین زمین و هوا
من یک خاک خواستم که ریشه کنم در تنش
هوای اردیبهشت یخ زده
یخ کردم