تبليغاتX
وقتی برای هیچکس فرقی ندارد

وقتی برای هیچکس فرقی ندارد

دنبال یک هویت مجهول میرویم / حالا که اسممان شده آقای هیچکس

رباعی و یک کامنت

 

  وقتی که همیشه از خودم در بیمم

  بگذار که واقعی شود تصمیمم

  از صفحه ی روزگار محوم بکنید

  من نحس ترین برگه ی یک تقویمم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

دوشنبه 29 خرداد1385      ساعت: 3:56

 

 توسط:هم کلاسی

من اینجا دلم... سخت ...معجزه می خواهد..و تو انگار معجزه هایت را..گذاشته ای برای روز مبادا...هر بار ..کودکی را می خندانم ...دلم روشن می شود ...که هنوز امیدی هست...اما ...خودت بهتر می دانی..که کار از کودک و لبخند گذشته است...
 وب سايت   پست الکترونيک

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام خرداد 1385ساعت 12:45  توسط  مرحوم امیر پیرنهان  | 

آخرین مصاحبه ی علی دایی

 

ــ آقای دایی با خبر شدیم که ایشالا و به سلامتی کمرتون درد میکنه و به بازی نمیرسین

: ببینید عزل میخوام ولی به گولی گفتنی علی دایی پدر فوتبال ایرانه .پدر فوتبال ایرانو در اورده و در

خواهد آورد . اینا شایعاتی بیش نیست . من کمرم درد میکرد اما به هر حال برای بازی با پرتقال اماده

هستم که گلو بزنم خیال ملدم لاحت بشه . اما من گلایه دالم .

ــ آقای دایی شما جای گلایه ای هم گذاشتین مگه

: ببینید . شما یادتون نیست . دوران طفولیتتون من با استاد اسدی هم بازی کردم با این میرزاپور هم

بازی کردم .ترک و لرش فرقی نداره اما من میخوام بدونم اینا بیشتر سوتی دادن یا منی که در ۹۰ دقیقه

یه توپ به پام نخورد؟ . من ۵ تا بازیکن مکزیک رو سل گلم کلده بودم .نه به خاطر دویدنم . اینا متحیر

مونده بودن که اخه میشه یه بازیکن نود دقیقه پاش به توپ نخوره ؟ از طرفی به عنوان بهتلین تماشاگر

انتخاب میشم بعد ۷ میلیون ایلانی یکپارچه به من فحش بد جول میدن . خب دیگه حالی به آدم میمونه ؟

نه والا

ــ آقای دایی دیگه تعویض که میشد بشین

من خودم خودمو تعویض کنم ؟ خب ملبی بیشول باید منو تعویض کنه دیگه .

از طلفی من تا جون در تنم باشه یا نباشه برای کشورم بازی میکنم . یعنی اگه جنازه ی منو با برانکارد

بیارن وسط زمین من بازی میکنم

ــ آقای دایی مربیانی که با شما تا به حال کار کردن یا فوت شدن یا یه پاشون لب گوره یه پاشون دم بخته

تکلیف مربیای جوونتر چیه ؟

: ببینید .من عذل میخواما . ولی به گولی گفتنی ملبی جوونه یا پیره یا هم سن منه یا سن بچه ی منو

داره .فلقی نمیکنه من براش بازی میکنم چلا ؟ چون اخلاق پهلوانانه دالم . ولی ملدم که قدل نمیدونن که

به هاشمیان میگن هلیکوپتر .به مهدوی کیا میگن موشک . یعنی دایی قدر یه فلقون بلای ایران بازی

نکلده ؟ از طلفی وقتی عصامه بن لادن مسئولیت باختهای تیم ملی رو به عهده میگیره چرا من نه ؟ آقا

من کلدم خوب کلدم .

ــ نظرتون درباره مطبوعات چیه ؟

:من یه گلایه ای که از مطبوعات دالم عذل میخواما ولی به گولی گفتنی اینقدری که به دایی توجه میشه

به مادر آقای میرزاپول توجه شده ؟ خب من چی بگم ؟ من به خاطل این ملدم بازی میکنم اما به ملدم

لبطی نداره که چه جوری بازی میکنم حالا ایشالا در جام جهانی ۲۰۱۰ جبران میکنم به همین مکزیک گل

میزنم

ــ صحبت آخرتون ؟

: علی دائی همینی که هست

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385ساعت 12:20  توسط  مرحوم امیر پیرنهان  | 

شاید خیلیا نشنیدن و ندیدین اما قدیمیه

نميذارم بره آسون دوباره برگرده        

  اگر بخواد بره فرصت نداره برگرده

اگر ميخواد بره باشه ولی شبيه يه مرد    

نميذارم بره با يک اشاره برگرده

نميذارم به من و ماه پشت پا بزنه

با هر طلوع بره با ستاره بر گرده

اگه دل منو برده تو چاه بندازه

بايد با پيرهن پاره پاره برگرده

بذار بره به جهنم نميذارم که بياد

به اين دلی که توی انتظاره برگرده

بايد بشينم و تا صبح استخاره کنم

اگر که خوب اومد اين استخاره ........ برگرده 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چون پر و بال نوشتن ندارم

من دیگه حال نوشتن ندارم

+ نوشته شده در  شنبه بیستم خرداد 1385ساعت 13:35  توسط  مرحوم امیر پیرنهان  | 

محض احتیاط (من قاطی کردم )

 

  منو  از یاد میبره

  هر چی که داد میبره

  مگه باد آورده بودش که حالا باد میبره ؟!

  ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

  قانون خرها :

  آدمها زود خر میشن ولی خرها هیچ وقت آدم نمیشن

  حالا تو خر هستی یا نه نمیدونم

  اما من خر هستم

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم خرداد 1385ساعت 21:16  توسط  مرحوم امیر پیرنهان  | 

افتتاح سایت عروض

  سایت عروض افتتاح شد .

 

  سایتی جامع در باره ی شعر و ادبیات .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم خرداد 1385ساعت 21:54  توسط  مرحوم امیر پیرنهان  |