تبليغاتX
وقتی برای هیچکس فرقی ندارد

وقتی برای هیچکس فرقی ندارد

دنبال یک هویت مجهول میرویم / حالا که اسممان شده آقای هیچکس

یا فاطمه ( س)

 

    هر جا بروی فاطمه ی مولایی

    معلوم نشد کجای این دنیایی

    پهلوی شکسته ات گواهی میداد

    هر جا که دل زمین شکست آنجایی

  ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

  یا فاطمه بنت نبی

  ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ترانه ی بانو از آلبوم ایلا

خواننده : مهراج محمدی

این آهنگ رو میتونید از وبلاگی که لینک کردم دانلود کنید

  خانمی این همه یاس و ، واسه دستای تو چیدم
  تا بدونی که من از گل ، به حضور تو رسیدم

  بگو بانو چی بخونم ؟ ، تو خودت بوته ی یاسی
  عطر و بوی گل یاس و ، بهتر از من می شناسی

  یا فاطمه درمانده ام ، وامانده ام وامانده ام
  هر شب به هنگام دعا ، نام زلالت خوانده ام

  یا فاطمه درمانده ام ، وامانده ام وامانده ام
  هر شب به هنگام دعا ، وای وای وای

  تو یه مادری مطهر ، تو شروع یه اسارت
  دختری دختر اون مرد ، که تو دستاشه رسالت

  با تبسم تو رویید ، واژه ی خوب نجابت
  ای تو اعتبار پنج تن ، واسه خواستن یه حاجت


  یا فاطمه درمانده ام ، وامانده ام وامانده ام
  هر شب به هنگام دعا ، نام زلالت خوانده ام

  یا فاطمه درمانده ام ، وامانده ام وامانده ام
  هر شب به هنگام دعا ، وای وای وای

  مظهر و اسوه ی نوری ، تو بزرگی من حقیرم
  من و دریاب ای مقدس ، تا که نور از تو بگیرم

  متوسل به تو می شم ، وقتی درها همه بسته اس
  دامن تو رو می گیرم ، وقتی که دلم شکسته اس

  نمی گم غریب راهی ، مادری، مادر عالم
  بکر و پاک و بی نیازی ، فاطمه، ای خود شبنم


  یا فاطمه درمانده ام ، وامانده ام وامانده ام
  هر شب به هنگام دعا ، نام زلالت خوانده ام

  یا فاطمه درمانده ام ، وامانده ام وامانده ام
  هر شب به هنگام دعا ، وای وای وای

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1385ساعت 21:5  توسط  مرحوم امیر پیرنهان  | 

بیگانه اگر میشکند حرفی نیست / از دوست بپرسید چرا میشکند

 

هر جا دم دست خویش دیدند مرا

از هر طرفی که شد کشیدند مرا

حالا به چه درد میخورم ؟ حالا که

مانند آدامسها جویدند مرا

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

طرح بازم نمیدونم از کیه ؟

آری من هم معتقدم

 اگر دستم به دهانم میرسید

 دهانم را میبستم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385ساعت 16:17  توسط  مرحوم امیر پیرنهان  | 

چرا دشوار ترین کار در جهان این است که پرنده ای را متقاعد کنی آزاد است ؟ ( جاناتان مرغ دریایی)

جاناتان به خاطر داری که مدتها پیش چه گفتی ؟

در باره عشق کامل نسبت به فوج مرغان

باهدف بازگشت به سوی آنها و یاری دادنشان به خاطر آموختن؟

مطمئنا.

نمیفهمم چگونه میتوانی به جمعیتی از مرغان که تلاش میکردند

تو را نابود کنند عشق بورزی؟

آه فلچ تو مسلما نفرت و شیطان را دوست نداری.

تو باید تمرین کنی و مرغ دریایی حقیقی را ببینی.

نیکی ها را در هر یک از آنان ببینی.

و کمک کنی که آنها نیز در خود ببینند.

منظور من از عشق همین است

و این سرور انگیز است وقتی که به آن برسی .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دیدم نگار خود را میگشت گرد خانه

برداشته ربابی " میزد یکی ترانه

با زخمه ای چو آتش " میزد ترانه ای خش

مست و خراب و دلکش " از باده ی مغانه

در پرده عراقی " میزد بنام ساقی

مقصود باده بودش " ساقی بدش بهانه

آن یار ماه رویی " در دست او صبویی

از گوشه ای درآمد " بنهاد در میانه

بر کف نهاده آن را " از بهر دل ستان را

آن وقت بکرد سجده " بوسید آستانه

( دیدم نگار خود را میگشت گرد خانه )

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم تیر 1385ساعت 12:55  توسط  مرحوم امیر پیرنهان  | 

رباعی از خودم . طرح از دیگران

 

هر چند که دست بودم و رو نشدم

یک عمر همین بودم و جادو نشدم 

بگذار  شغالها بدرّ ند  مرا

در چشم پلنگها که آهو نشدم

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این طرح نمیدونم از کیه .

 

از هویزه نمیگویم که حوصله تان سر میرود

دست میرود

پا میرود

جنگ است دیگر.

+ نوشته شده در  جمعه نهم تیر 1385ساعت 21:12  توسط  مرحوم امیر پیرنهان  | 

شاید چشمهایت

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم تیر 1385ساعت 15:29  توسط  مرحوم امیر پیرنهان  | 

غول چراغ

 

 

   باید که چراغ را نوازش بکنم

   از غول چراغ عمر خواهش بکنم

   یک لحظه جوانی مرا پس بدهد

   یک دم نِگَهَش... نَه ! نَه! نگاهِش بکنم

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

  زهرچشمی را که از من گرفتی

   باید بنوشی

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم تیر 1385ساعت 15:23  توسط  مرحوم امیر پیرنهان  |