برای خواهرم سمانه و به خواهرم سمانه
به تولدت که نزدیک میشوی کو چکتر میشوی
هر سال یک سال کوچکتر
و با خاطراتت بزرگ میشوی
هر سال یک سال بزرگتر
و به فکر شمعهای فوت نکرده نیستی
که دلت فقط برای پروانه های فوت کرده تنگ میشود
شاید من همان شمعی هستم
که
به پروانه های سنجاق شده بر دفتر خاطرات
حسودی میکنم
و اینکه از من اتاقی گرم نمیشود
قاعدتا ناراحت کننده است
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ - متن بالا کاملا فی البداهه بود
۲ - دوستانیکه به صورت ناشناس کامنت میگذارند
لطف نموده و نشانی از خود به جای بگذارند
۳ - به دلیل دزدی های اخیر در زمینه ترانه ها شعرها و غزل های
دوستان ترس از به روز کردن -با شعر- کاملادراین وبلاگ مشهوداست
۴- چند کتاب و شعر ناب به دستم رسیده که به زودی
با گلچینی از این شعرها به روز خواهم شد
۵ - از دوستانی که شناسایی نشده اند معذرت میخواهم
۶ - کاری نداری؟ ما رفتیم

