تبليغاتX
وقتی برای هیچکس فرقی ندارد

وقتی برای هیچکس فرقی ندارد

دنبال یک هویت مجهول میرویم / حالا که اسممان شده آقای هیچکس

این یک آپدیت پای صفحه مدیریت کاربر است

پنجشنبه 7 تیر1386 ساعت: 7:16 توسط:هما
نفرین خوبه ....
مزه مارلبورو میده .. اولش یکمی میسوزونه و اشک میاد ولی عادت میشه
 وب سایت   پست الکترونیک

آدامس را دوست دارم

شیرین است

طعم خوبی دارد

تمام نمیشود

اما جای لبهایت را نمیگیرد

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نشستم به نفرین کردن . فکر میکردم که پشیمان بشوم

اما نشدم

اولین نفرین توی تموم عمرم .

خیلی خسته ام . خیلی شاکی ام

و منتظرم که ببینم  به چشم

نوشتم :

بعضی آدما کوچیکن مث من

بعضی آدما بزرگن مث تو

گاهی کرکسا مث قناری ان

گاهی بره ها یه گرگن مث تو

من چرا اینجوری شدم ؟ اینا راضیم نمیکنه

اصلا نباید تو وبلاگ مینوشتم .

اصلا نباید ناراحت میشدم .

تو مرام اینجور آدما طبیعیه این کارا .

بیشتر به نظر میرسه خودمو باید نفرین کنم

که اینقدر به آدمای دور و برم فرصت میدم برای جبران .

بعد نوشتم :

دست دعا را بابت نفرین نبر بالا

اما من هنوزم پشیمون نیستم . نفرین کردم که ببینم

دیگه وقتشه که ببینم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

و یک رباعی ام را پس میگیرم .

این رباعی را هر که خواست بردارد به اسم خودش

مربوط شدیم مثل ((اردی)) به ((بهشت))

گفتم که چرا مرا نبردی به بهشت

او گفت به چشم من اگر زل بزنی

از راه میان برش تو خوردی به بهشت

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اما عصبانی ام . خیلی عصبانی

خسته ام . خیلی خسته ..... خیلی خسته

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 22:14  توسط  مرحوم امیر پیرنهان  | 

یه نفر اضافه شد

پست جدید دستنوشته های چند نوزاد رو حتما بخونید و نظر

بگذارید . این پست کار نوا ست . دیگه تعریف نمیکنم از

نوشته هاش . خودتون بخونید . 

 . قول شعر داده بودم .

 اونم چشم  به زودی .اما این یک پست فوری میباشد.

یک نفر به وبلاگی ها اضافه شده که از قضا با من فامیله

وبلاگ ((به نام نامی سکوت )) وبلاگ خواهر اینجانبه

اگه من هم کمکش کنم مسلما هیچ ایرادی نداره .داره ؟

ظاهر وبلاگ که خوب شده تا ببینیم چیکار میکنه و توش

چی مینویسه . اگه خواستین بهش سر بزنین . اونایی رو

هم که میشناخته لینک کرده . زیاده عرضی نیست .

 ما رفتیم تا با غزل و ترانه برگردیم.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 12:50  توسط  مرحوم امیر پیرنهان  |