تبليغاتX
وقتی برای هیچکس فرقی ندارد

وقتی برای هیچکس فرقی ندارد

دنبال یک هویت مجهول میرویم / حالا که اسممان شده آقای هیچکس

دو آهنگ برای این شبا

نمیدونم چی بنویسم اما به نظرم رسید امسال این دو آهنگ باید بیشتر شنیده بشه .

این دو ترک برای برنامه جزر و مد چند سال پیشه

آهنگسازو خوانندش مهرداد نصرتی

لینک دانلود آهنگ شب ضربت

لینک دانلود آهنگ شب شهادت حضرت امیر

خیلی دعام کنین که شدیدا محتاج دعای همه تون هستم .

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 1:38  توسط  مرحوم امیر پیرنهان  | 

اولین وبلاگ من

وبلاگ قدیمی خودم در پرشین بلاگ رو از سر گرفتم . البته اون بیشتر

مربوط به یادداشتهای روزانه یا شاید هفتگی یا ماهانه یا سالانه یا دو سالانه

یا چه میدونم !هر وقتی که یادداشتی برای نوشتن داشته باشم به اون سر میزنم.

البته شاید دلیلی نداشت که دو وبلاگ شخصی

داشته باشم اما بد جوری دلم برای اون وبلاگ تنگ شده بود .

 اولین وبلاگ من که مدتها بود بهش سر نزده بودم . توی لینکام هم بود

 اما بازم نمیدونم چرا بهش سر نزده بودم .

به هر حال قراره از این به بعد به روز بشه .

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 18:54  توسط  مرحوم امیر پیرنهان  | 

فراموشی مزمن

خیلی آدما همش زور میزنن

یه چیزایی یادشون بیاد ولی

تو فراموشی مزمن داری

مث اون روز و قرار اولی

که یادت رفت و نیومدی ولی

من هنوز تصویر اون روز یادمه

من و میز و روبروم یه صندلی

تو فراموشی مزمن داری

اینو یک لحظه یادم نرفته بود

روزیکه منو فراموش کردی

یه روزی تو وسطای هفته بود

که یادت رفت و نیومدی ولی

من هنوز تصویر اون روز یادمه

من و میز و روبروم یه صندلی

من و تو خیلی با هم خوش بودیم

ولی خب به قدر احتیاجمون

تو که خیلی چیزا یادت نمیاد

یکیشم قرار ازدواجمون

که یادت رفت و نیومدی ولی

من هنوز تصویر اون روز یادمه

من و مهمونا و کلی صندلی

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 6:20  توسط  مرحوم امیر پیرنهان  | 

میخوای ترکت کنم میگی تو معتادی

یکی دیوونه ته آواره ی چشمات

یکی بی خوابه تو گهواره ی چشمات

یکی دیوونه ته داغون داغونه

میخواد ثابت کنه اما نمیتونه

یکی دیوونه ی بارون و چتراشه

تویبارون یکی چترت باید باشه

به این دیوونه بازی عادتم دادی

میخوای ترکت کنم میگی تو معتادی

نه از دیوونگی چیزی سرت میشه

نه این دیوونگی رو باورت میشه

ته که دیوونگی رو خوب میفهمی

هنوزم با من دیوونه بی رحمی

یکی آلوده ی عطر نفسهاته

یکی تو بازی چشمای تو ماته

یکی مثل من دیوونه ی وحشی

میشینه منتظر تا تو بیای رد شی

بیای باور کنی دیوونه یعنی من

کسیکه فکرتو میخونه یعنی من

به این دیوونه بازی عادتم دادی

میخوای ترکت کنم میگی تو معتادی

نه از دیوونگی چیزی سرت میشه

نه این دیوونگی رو باورت میشه

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 12:51  توسط  مرحوم امیر پیرنهان  | 

تقدیم به کسانیکه با هم سر میکنند اما ...

من از حرفای تو هیچی نمیفهمم

تو از حرفای من هیچی نمیفهمی

من از عاشق شدن هیچی نمیفهمم

تو از عاشق شدن هیچی نمیفهمی

نمیدونم چه ربطی من به تو دارم

نمیدونم چه ربطی تو به من داری

باید عادت کنم از روی ناچاری

باید عادت کنی از روی ناچاری

نمیدونه چرا همخونگی سخته

نمیدونم چرا همخونگی سخته

همش حس میکنم بدبخت بدبختم

همش حس میکنه بد بخت بدبخته

ولی تو اتخاب مادرم بودی

منم داماد خوب مادرت بودم

میدونی انتخاب آخرم بودی

میدونم انتخاب آخرت بودم

هنوزم منتظر هستی که عاشق شم

هنوزم منتظر هستم که عاشق شی

نمیخواستم واسه تو آینه ی دق شم

نمیخواستی واسه من آینه ی دق شی

نتونستم بهت عادت کنم  سخته

من و تو ازدواج سنتی داشتیم

نتونستی بهم عادت کنی سخته

ولی ای کاش بازم مهلتی داشتیم

نمیدونه چرا همخونگی سخته

نمیدونم چرا همخونگی سخته

همش حس میکنم بدبخت بدبختم

همش حس میکنه بدبخت بدبخته

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 12:31  توسط  مرحوم امیر پیرنهان  |