تبليغاتX
وقتی برای هیچکس فرقی ندارد - بازی یلدا

وقتی برای هیچکس فرقی ندارد

دنبال یک هویت مجهول میرویم / حالا که اسممان شده آقای هیچکس

بازی یلدا

در این چند وقت اخیر خیلیها من را به یک بازی وبلاگی دعوت کردند

و همین شد که مجاب بشوم که بازی کنم و حالا که قراره بازی کنم

جانانه بازی میکنم و اعتراف میکنم

۱ - من آدم خری هستم بنا به دلایل مختلف

اول اینکه من مغز ندارم و بنابر این نمیتوانم فکرکنم و

دوم اینکه هر چقدر که این و آن به من میرینند باز هم دوستشان دارم

۲ - ناخنامو میجوم و ریش و سیبیلمو میکنم

۳ - بر خلاف چیزی که از من میبینید کاملا خر  غمگینی هستم

۴ - تو سن ۱۳-۱۲ سالگی ما خونه ای مینشستیم که توالتش تو حیاط بود

و من زمستونا گاهی توی دستشویی ( تو حیاط خلوت ) دستشویی کوچیک میکردم

۵ - در عین اینکه هیچ قاعده ای حالیم نیست تیکه کلامم ((قاعدتا )) هست

و در اینجا دعوت میکنم از این دوستان

1- مهدی استخر 

2-عماد مهدوی راد

3- چادر نشین

4- علیرضا مرتضی قلی

۵- بانوی درد ( نوه) 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم دی 1385ساعت 20:30  توسط  مرحوم امیر پیرنهان  |