تبليغاتX
وقتی برای هیچکس فرقی ندارد - برای مهدی موسوی عزیز

وقتی برای هیچکس فرقی ندارد

دنبال یک هویت مجهول میرویم / حالا که اسممان شده آقای هیچکس

برای مهدی موسوی عزیز

پسری از قطار جا مانده

پسری با دهان وا مانده

جلوی درب واگن مترو

از برو بچه ها جدا مانده

مهدی موسوی کجا رفتی؟

از تو یک نام آشنا ماده

باید اینجا فلاش بکی بزنیم

مهدی موسوی کجا مانه؟

ها... دم گیت ها ٬ خدا حافظ

وَ فقط گرد بچه ها مانده

باعثش کیست؟ مهدی استخر

آه این درد بی دوا مانده

گیر داده خدا فظی بکند

مهدی موسوی چرا مانده!؟

پله ها را دو تا یکی کردم

هر چه گفتم بیا ٬بیا ٬ مانده !

به درک او نمیرسد به قطار

به درک جا نمانده یا مانده

ما به خانه رسیده ایم اما

پسری از قطار جا مانده

  

مهدی موسویه دیگه چیکارش کنم

در ضمن این شعر رو میخواستم خیلی بیشتر از این ادامه بدو اما دیدم گناه داره

منم حساس ...

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384ساعت 9:22  توسط  مرحوم امیر پیرنهان  |