تبليغاتX
وقتی برای هیچکس فرقی ندارد - اینجا صفحه مدیریت کاربر است

وقتی برای هیچکس فرقی ندارد

دنبال یک هویت مجهول میرویم / حالا که اسممان شده آقای هیچکس

اینجا صفحه مدیریت کاربر است

از کجا شروع کنم ؟

دلم تنگه براش

هم برای اون هم برای خودم

به محض اینکه نمیبینمش دلم براش تنگ میشه

اما خودم چی؟

خودمو میبینم و نمیبینم و دلم تنگه

انگار خیلی عوض شدم

چند وقتی بود دیگه پیاده راه نمی افتادم تو خیابون

پرسه های شبانه قطع شده بود تا ...

دلم که واسه خودم تنگ شد رفتم تو پیاده رو خودمو پیدا کنم

نبودم

این خیابونا هم که رد پایی رو نگه نمیدارن تاآدم بره دنبالش

رد خودشو بگیره

کسی منو ندیده ؟

من گم شدم

تو همین خیابونا

تو همین خستگیا

تو همین دردا

من گم شدم

فکر کنم اونم دلش برام تنگ شده

حد اقل برای اون آدم سابق

چیکار کنم

شاید ...

نه حتما خدا داره امتحانم میکنه

خیلی سخته

اگه اونم نبود تا میشدم زیر اینهمه سختی

خودمم خسته شدم

اینقدر که هر کسی که منو میبینه میگه چته؟

اینقدر تو پیاده رو میگردم تا پیداش کنم

میارمش اینجا همه ببینینش

فعلا هم یه ترانه جدید مینویسم

اگه اومد خوند میگم مخلصیم

یا حق

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384ساعت 21:15  توسط  مرحوم امیر پیرنهان  |