تبليغاتX
وقتی برای هیچکس فرقی ندارد - بارون اومد . دستم لرزید . نوشتم ...

وقتی برای هیچکس فرقی ندارد

دنبال یک هویت مجهول میرویم / حالا که اسممان شده آقای هیچکس

بارون اومد . دستم لرزید . نوشتم ...

 

بارون که اومد  دلم گرفت . گفتم میرم امامزاده

کالباس هم گرفتم بردم .

رسیدم  اما پسره که فال میفروشه نبود

بارون هم اون بارون نبود

منم اون آدم نبودم

کالباس رو از جیبم در آوردم

هر چی دنبال گربه هه گشتم نبود

سر و کله یه گربه پیدا شد اما اون گربه نبود

کالباس رو گرفتم جلوش  از دست من نگرفت

(اصلا وقتی دیدم اون گربه نیست نمیخواستم بهش کالباس بدم )

گفتم به درک . کالباس رو گذاشتم تو جیبم . خدا  خدا میکردم که بارون شدید بشه اما نشد

گفتم اینقدر خیس میشم که بارون خسته بشه

هیچکس هم نیست که چیزی بهم بده  گردن و صورتمو بپوشونم

نشد

هیچی مثل سابق نیست

نه من

نه تو

نه بارون

نه من نه تو نه بارون . هیچی مثل سابق نیست

بیخیال شدم  . ادامه دادم این پیاده روی های شبانه رو

شاعر شدن کار سختیه جزو مشاغل با سختی زیان آور

البته بعد از عاشق شدن

- این دریوریا چیه که داری میگی؟ مردم دارن نگاهت میکنن

خب به درک سطح شعور اونا رو میشه از چترای روی سرشون فهمید

- هر چی که تو میگی  فقط اینا رو میشه آروم تر هم گفت

آره حق با توئه . نه حق با منه . نه با بارونه

آدما بازیچه هستن آدما بی غم نمیشن / این روزا کی فکر عشقه ؟ آدما آدم نمیشن

حالم تو تشت آب بازی منتظر یه همقده

چه جوری بگم حالم بده /

- حالت بده ؟ باید بری دکتر

من از دکتر بدم میاد  . منو ببرین پیش یه مهندس راه و ساختمان  این پیاده رو ایراد داره

میگه اهل گریه نیستم / واسه خنده غم زیاده

روی خاک آدم ندیدم / زیر خاک آدم زیاده

- آره اما موقع بارون آ دما کم میشن خیابونا خلوت میشه

خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است ؟

- با من کل کل میکنی پسره ی  ...

میخوای تو هم برو مگه من گفتم بیای ؟ خودت آویزون شدی

 - خره اگه منم برم که تو دخل خودتو میاری

اگرم نری دخل تو رو میارم  فکر کردی کم فحش و تیکه بلدم ؟ چند تا که بارت کنم میری

- من عادت کردم  . این خیابونا هم عادت کردن . تو فقط هارت و پورت داری

ببین به خودت فحش نمیدم به خدات فحش میدما

/ خدا زنگی خدا مسته / خدا دست تموم قاتلا رو یک تنه از پشت سر بسه/ 

خدا لات خیابون / آسمون جل خیره و خود سر/ خدا گردن کلفت بی پدر مادر/

 - اینم مربوط میشه به خودت و خدای خودت

خیلی پر رویی چی میخوای ؟

- محبت

دیدی خیلی خری؟ بد بخت همه میدونن من محبت کردن بلد نیستم  اگه بلد بودم که ...

- بگو به کاهدون زدم دیگه

زدی

- باشه مهم نیست برای همینه که من با بقیه فرق دارم 

/ گاه یک کوه به یک کاه به هم میریزد  / کاهدونم لازمه

تو که دست از سر من بر نمیداری   دنبالم بیا منم میخونم

ببار ای ابر بهار / بر کو ه و دشت و هامون ببار

به سرخی لبهای سرخ یار ....

تو همون حس غریبی که هیشه با منی

تو بهونه ی هر عاشق واسه زنده بودنی ....

حالم تو تشت آب بازی .....

چه جوری بگم حالم بده

+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1384ساعت 12:3  توسط  مرحوم امیر پیرنهان  |