چشمی که مال من نیست
حال خوش مداوم این شرح حال من نیست
خنده حرامتان باد وقتی حلال من نیست
با طعم تلخ قهوه با انتهای مرموز
با یک نگاه خیره چشمی که مال من نیست
حتی بهشت حتی انبوهی از فرشته
لطفی ندارد آخر این بال بال من نیست
من را گرفته این بغض بازیچه اش شدم من
گاهی وبال من هست گاهی وبال من نیست
خود را شکنجه کردم خود را فریب دادم
او در خیال من نیست او در خیال من نیست
آخر چرا ؟ چگونه؟ ... نه اشتباه کردم
یا پرسشی ندارم یا این سوال من نیست
با سرنوشت درگیر تقدیر نا نوشته
افسوس جا برای عشق محال من نیست
(امسال سال خوبیست ) باور ندارم این را
از این بهار پیداست امسال سال من نیست
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم شهریور 1384ساعت 11:31  توسط مرحوم امیر پیرنهان
|
